نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

فرشته کوچولو

یه روز متفاوت

1391/3/25 12:47
نویسنده : مامان الهه
255 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز (24 خرداد) برای من یه روز متفاوت بود!

با مامان و بابام رفتیم یه جایی که یه عالمه عروسک و اسباب بازی بود و من کلی بازی کردم و البته چیزهایی هم بود که من تا حالا ندیده بودم.

همیشه وقتی بازی میکنم مامانم تند تند از من عکس میگیره ولی اینجا که رفته بودیم یه آقاهه عکس میگرفت که خیلی هم بامزه بود و همش با من بازی میکرد و من رو میخندوند و تا من میخندیدم چیک چیک عکس میگرفت.

مامانم هم تند تند لباسم رو عوض میکرد و خیلی ناراحت بود چون دو تا از لباسهام رو نیاورده بود، که البته خدا به من رحم کرد.

بابای بیچاره!!!!!!!!! انقدر برای خندوندن من دالی بازی کرد و این طرف و اون طرف پرید که به نفس نفس افتاده بود.

یه اتفاق دیگه هم که باعث شد مامانم کلی ذوق کنه و قربون صدقم بره این بود که من هم دس دسی یاد گرفتم و از اولین دست زدن من در آتلیه عکس گرفته شد. از بس که برای توجه من به دوربین دست زدن!!

فعلا چهار تا نمونه از عکسهام باشه تا بعد ....

لطفا بفرمایید ادامه مطلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

♥ مامان آینده ♥
25 خرداد 91 18:09
سلام به نازنین زهرا و مامان الهه مهربونش.... خوبین!؟ واااای جه عکسای نازی.....!!!! موش نخورتت کوچولو.....................
مامان امیرحسین و امیر علی
25 خرداد 91 19:01
سلام اخه خاله رفته بودی عکاسیچه عکسهای خوشگلیمن عاشق اونی شدم که با توپه... راستی مامانی شما ساکن کجایین؟؟
مامان بهار
26 خرداد 91 13:19
الهی چه عکسای بامزه ای . کدوم آتلیه رفتین ؟ منم مدتیه می خوام بهار رو ببرم آتلیه نمی دونم کجا ببرم .
الهه مامان روشا جون
26 خرداد 91 22:07
سلام عروسک.نیم وجبی من رفتی آتلیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قربونت برم .خیلی عکسای قشنگی بود.راستی الهه جون اسم آتللیه سهاست؟؟؟؟؟؟کدوم طرفاست؟؟؟؟؟
مامان امیرحسین و امیر علی
27 خرداد 91 15:02
سلام ممنون که میای پیشمون چه خوب خیلی به هم نزدیکیم.منم تهران...ستارخان. دختر گلمو ببوس.
الهه مامان روشا جون
27 خرداد 91 16:22
بیا پیشم همین الان آپ کردم فکر کنم میشی اولین نفر
ریحانه
27 خرداد 91 18:40
عکسا باز نمیشه
♥ مامان آینده ♥
30 خرداد 91 12:58
انسانهای پاک و ساده را با تمام وجود دوست دارم همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند همانهایی که برای همه لبخند میزنند همانهایی که بوی ناب “آدم” میدهند و من باور دارم که وجود نازنینت شایسته دوست داشتن است . . .
مامان پریسا
30 خرداد 91 15:29
قربون اون خندیدنت خاله جون. ایشالله بیام عکسای خوشکلت رو هم ببینم
الهه مامان یسنا
10 تیر 91 12:00